سفارش تبلیغ
صبا

جالب است که بعضی از هموطنان ما دو چیز را با هم اشتباه گرفته اند و دانسته یا نداسته از یک رسم و آیین خوب و مفید به دام یک کار عبث و مسخره افتاده اند. این روزها که ایام عزاداری سید الشهدا است در گوشه و کنار شهر و حتی کوچه پس کوچه ها بعضی از مردم که دستشان به دهنشان می رسد اقدام به نذری دادن و پخت و پز برای امام حسین می کنند. خود این رسم به طور کلی یک رسم حسنه و انسان دوستانه است و گمان می کنم سابقه آن به سده های گذشته برسد. به هر حال سیر کردن چند فقیر و یتیم و بیوه و انسان مفلوک اجتماعی که زیر شرایط سخت جامعه خرد شده اند حتی برای سه روز در سال یا یک وعده غذای گرم اقدامی خداپسندانه است. اما چیزی که هست این رسم هم در طول زمان دچار تغییر و دگرگونی شده و از آن هدف اصلی خودش فاصله گرفته. البته هنوز هم پیدا می شوند هیئت ها و نهادهایی که محض رضای خدا چیزی درست می کنند و در این ایام سوگواری به دست خلایق می دهند. کما اینکه دیشب دیدم کنار خیابان دکه های کوچکی زده بودند و دو سه نفر پشت اینها ایستاده بودند با مقداری خیار شور و گوجه فرنگی و کالباس و همین نان معمولی برای مردم ساندویچ درست می کردند و هر کس می خواست می رفت آن جلو دکه می ایستاد و لقمه ای برایش می گرفتند و می رفت. جوان هایی با لباس سیاه و سر بند سبز و چه تند تند هم ساندویچ درست می کردند. به هر حال اینها خوب است. خوب اگر دوتا بچه هم این برایشان یک خاطره خوب بشود و شکمشان هم سیر بشود می تواند یادی خوشایند از ایام سوگ امام حسین برایشان تداعی کند. شاید فقیر و ابن سبیلی هم با همین تکه های خیارشود و نان و گوجه کمی سد جوع کند و دو قدم بیشتر راه برود. اینها خوب است. اما حالا رسم شده که بعضی از مردم از آنهایی که وضع اقتصادی به نسبه بهتری دارند در این ایام تلخ بساط مهمانی به پا می دارند. یعنی رسما دیگ پلو و خورشت و مرغ بریان و جوجه کباب را پهن می کنند. البته خوب چنین مهمانی گرانسنگی به نام امام حسین خرج زیادی هم دارد. این دیگر آن لقمه نان و پنیر و کاسه آش و آرد نیست که بشود به شکم فقیر جماعت بست. به هر حال چند دیگ پلو زعفرانی و مرغ سوخاری و خورشت با گوشت فرد اعلا را که نمی توان و نباید به -از دید این دوستان البته- به همه مردم داد. برای همین بعضا این افراد و خانوداه ها عملا اینگونه نذری ها را پشت درهای بسته و در حیاط ها و باغ های خودشان انجام می دهند. و از صبح زود خانم ها خاله باجی ها و عمه خانم ها و حاج آقاها و جوانترهای فامیل به جنب و جوش عجیبی می افتند که نذر خود را در راه امام حسین ادا کنند خلاصه دیگ ها به صف می شوند و گوسفندان قربانی و دود و دمی که به آسمان می رود....همین دیگر تا ظهر بشود و خوراکی دلپذیر فراهم. خوب آیا این غیر از یک سور و سات فامیلی چیز دیگریست. فقط اینکه زمان آن مثلا به جای اینکه بعد از تشریف فرمایی حاج آقا از حج یا ختنه کنان فلان بچه فامیل یا ببخشید عروسی دختر آن بازاری با تاجر باشد حالا زمان آن افتاده در ایام تاسوعا و عاشورا. خوب این که نقض غرض است. بعد مسئله این است که آنهایی که این غذاهای فرداعلا را می خورند باز خود فامیل ها یا به هر حال از یک طبقه خاص اجتماعی هستند. از همان بازاری ها یا تجار یا یک مدیری مثلا در فلان اداره یا استانداری چیزی.

این است که یک فرهنگ خوب یاری رساندن به نیازمندان تبدیل به یک فرهنگ دیگر که هویت مشخصی ندارد می شود.

امیدواریم که خداوند به همه نوکران امام حسین اجر و پاداش اخروی و دنیوی بدهد. ولی خوب اینکه با نذری -ولیمه و شام و ناهار دادن در حالیکه فقط دیگ پلو کمی بزرگتر شده- نمی توان راه یاد و خاطره امام را زنده نگه داشت. یادمان باشد نام دیگر امام حسین خون سرخ خداست نه رنگ سرخ زعفران.


+ تاریخ پنج شنبه 94/7/30ساعت 9:58 صبح نویسنده غلامرضا پرتو | نظر